پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - قرآن پيامى تاريخمند يا فراتاريخى - ترابی احمد

قرآن پيامى تاريخمند يا فراتاريخى
ترابی احمد

آنگاه كه آخرين بعثت آسمانى بر صخره‌هاى سخت حراء جوانه زد، كسى از راهگذاران زمين، گمان نمى‌برد كه روزى چنان ببالد كه سرشاخه‌هاى تناور آن، تمدن‌هاى بزرگ روزگارش را درنوردد. مردى تنها و درس ناخوانده، در سرزمينى كه براى فرمانروايان زمين ارزش تاخت و تاز و تسخير نداشت، حامل پيامى شده بود كه مى‌بايست آن را تا اعماق تاريخ ماندگارى انسان بر كره خاك استمرار دهد و بر بلنداى همه انديشه‌ها و ژرفكاوى‌ها و داعيه‌ها و داعيه‌داران فراز آورد.
اكنون او با پاى پياده، نيمى از راه را پيموده است.
سرزمين خشك و طمع‌سوز ديروز او به يكى از مهم‌ترين مطامع قدرتهاى مادّى جهان تبديل شده است و مى‌تواند در روزگار معاصر نقشى بايسته در شرايط اقتصادى جهان و به تبع در ساير زمينه‌هاى فرهنگى، علمى، اجتماعى و سياسى ايفا كند! كه البته نمى‌كند!
از اين نكته بگذريم! چرا كه نگاه ما در اين نوشته به خاك و ذخائر خاكى و به توانها و سلطه‌هاى مادّى نيست، هر چند ناديده گرفتن اين ابعاد نيز درست نخواهد بود!
به هر حال، پيام آسمانى او نيز بيشترين هجمه فرهنگى و تبليغاتى قدرتهاى معاصر را نيز به خود معطوف داشته است! و اين حكايت از كارسازى و تأثيرگذارى آن در صحنه‌هاى فكرى و انديشه‌اى جهان معاصر دارد.
صاحبان سرمايه و سرمايه‌داران متّكى به تجربه و تكنولوژى، آنقدرها حسابگر هستند كه توان و امكانات خود را هدر ندهند.
صرف امكانات گسترده تبليغاتى - فرهنگى و نظامى براى مهار كردن انديشه اسلامى، به انحراف كشاندن آن و ناكارآمد ساختن آن در صحنه جهانى، خود حكايت از نفوذ و تأثيرگذارى آن بر انديشه‌ها و احساس خطر كسانى دارد كه منافع خويش را مورد تهديد مى‌يابند.
اين همه حكايت از آن دارد كه بعثت آسمانى حراء، در ظرف زمينى و زمان خود محدود نمانده است، هم از حجاز به اقصى نقاط جهان سفر كرده و هم از مخاطبان بسيط و صورتگرا و زمخت ديروز به جويندگان و پژوهشگران ژرف‌انديش و ريزنگر و متعمّق امروز رسيده است. هر چند نمى‌توان ناديده گرفت كه در گذشته نيز ژرفكاوى‌ها حضور داشته‌اند و در عصر حاضر نيز ظاهرگرايان و جمودانديشان و نمادورزان بسيارى حضور دارند.
بعثت آسمانى حراء، نيمى از راه را پيموده است و پيش‌بينى كرده است كه تمامى راه را خواهد پيمود و على رغم بدخواهى‌ها و بدانديشى‌ها و دسيسه‌ها كه از سوى مستكبران و حق‌ستيزان عليه او به كارگرفته شده و خواهد شد، او بر ستيغ استوارى خواهد ايستاد و بر همه باورها و انديشه‌ها و مكتب‌ها - نه تنها در كتاب‌ها و كتابخانه‌ها، كه در صحنه زندگى بشر - برترى خواهد يافت.
امّا به هر حال نيمى از راه باقى مانده است و پيمودن راه باقى‌مانده، منوط به آن است كه قرآن به نيازهاى انسان معاصر و عصرهاى آينده پاسخگو باشد و مسائل و شرايط زمان را بشناسد و در برابر هر پرسش و مسأله، پاسخى شفاف، عينى و مفيد داشته باشد.
در اين‌جاست كه ده‌ها و صدها پرسش سربرمى‌آورد. - بعضى جستجوگرانه و برخى منكرانه - از آن جمله اين كه آيا براستى مى‌توان با طرحى ثابت، مجموعه‌اى متحوّل را سازماندهى و مديريت كرد؟ آيا مى‌توان با اصولى از پيش تعيين شده، شرايطى نيامده را سامان داد؟ آيا مى‌توان با نگاهى تاريخى و عصرى به مسائل يك زمان و يك جامعه، رهنمودى براى همه اعصار تاريخى داشت؟ نقش پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم در تلقّى وحى و انتقال آن به مردم عصر خود چگونه بوده است، آيا او مفاهيم و الفاظ را از طريق وحى دريافت مى‌كرده است يا معانى را دريافت كرده و آن‌ها را در قالب الفاظ و اصطلاحات و ظرفيت‌هاى فرهنگ مردم معاصرش ارائه مى‌داشته است؟ ثابت‌ها و متغيّرها كدامند، گوهر و صدف كدام است، كدام بخش از پيام‌ها، احكام اجتهادپذير و انعطاف‌پذيرند و كدام يك ثابت و تغيير ناپذيرند. چه مقدار از پيام‌هاى قرآن در ظاهر و نصّ آيات آمده است و چه مقدار از آن در لايه‌هاى معنايى و بطون آن نهفته است و... . اين‌ها و ده‌ها سؤال ديگر، اين دغدغه را در دل دارد كه آيا براستى قرآن كتابى تاريخمند است يا فراتاريخى، نسخه‌اى براى يك نسل است يا نسل‌هاى متمادى، اگر پيامى جاودان است چرا بخشى از پيامهاى آن بر فهم انسان معاصر سنگينى مى‌كند، آيا برنامه‌اى كامل و نهايى است، چرا جوامع اسلامى از كمال لازم برخوردار نشده‌اند؟ اگر سرّ عقب‌ماندگى علمى، اجتماعى، فرهنگى و... جوامع مسلمان در نفهميدن قرآن و يا عمل نكردن به آن است، راه فهم درست قرآن و تحقّق عينى آن در جامعه انسانى چيست؟ چطور شده است كه طى چهارده قرن، مسلمانان به فهم درست قرآن و يا راهكارهاى تحقق آرمانى، اهداف و برنامه‌هاى فردى و اجتماعى آن به شكل قابل قبول دست نيافته‌اند؟ و ...
بخشى از اين پرسش‌ها به مباحث نظرى مربوط مى‌شود كه پاسخ آن نيز نظرى و استدلالى خواهد بود. ولى بخش‌هايى از اين مسائل نيز به ساحت عمل، عينيّت و نتيجه بازمى‌گردد كه معتقدان به وحى قرآنى و انديشمندان اسلامى مسئوليت دارند، اين نياز را پاسخگو باشند.
در جهان معاصر، تلاش و اهتمام انديشمندان مسلمان به شناسايى راهكارهاى تحقق آرمانها و اهداف ارزشى اسلام براى ساختن جامعه برتر انسانى و اخلاقى، وظيفه‌اى مهم‌تر و ضرورى‌تر از دفاع نظرى از باورهاى اسلامى و يا اجراى حدود الهى است؛ زيرا دفاع نظرى از مبانى دينى و نيز اجراى حدود اسلامى در عصر حاضر، چنانچه به تحقق عينى جامعه برتر و نظام اجتماعى در روابط و مناسبات مطلوب انسانى منتهى نشود، اين حركت در نيمه راه خواهد ماند و به كندى و با دشوارى بقاى خود را حفظ خواهد كرد، در حالى كه انتظار در عصر حاضر فراتر از اين است.
بايد خلأها را شناسايى كرد و راهكارها و روش‌هاى موردنياز عصر حاضر را شناخت و به كار گرفت.